معين الدين محمد زمچى اسفزارى

187

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ديگر : از ولايات مشهوره و قصبات معموره « 1 » منطقه خواف است كه خاك پاك آن « 2 » هميشه منشاء سلاطين عالىقدر و فحول علماى « 3 » و مشايخ منشرح الصدر و اعاظم وزرا . و اكابر ملوك و امراء بوده و هست ، گوئى « 4 » آئين فصاحت و قوانين بلاغت از آن موضع شريف اشتهار و انتشار يافته ، چنان كه « 5 » منقولست كه امام ملاحده حسن صباح « 6 » عليه لعنة إله كل صباح و رواح پيش از ظهور عقيده خبيثه نكوهيده و مزخرفات « 7 » مذهب پليد خود بدانجا رسيده خواست كه از حال فراست و كياست مردم آنجا چيزى معلوم كند چون « 8 » بيكى از قصبات آن ولايت كه به « زوزن » مشهور است « 9 » رسيده ، و در آن موضع اشجار كم بوده از كيزكى پرسيده كه : اين اشجار كم ؟ يعنى : « كو درختان شما ؟ » كنيزك « 10 » در جواب او گفته كه : - « رجالنا اشجارنا - : مردان ما درختان ماست - و بموضع ديگر از ولايت مذكوره رسيده « 11 » از كودكى پرسيده كه : چهار آقچه « 12 » دارم ميخواهم كه چيزى بخرم كه چاشت من حاصل شود

--> ( 1 ) - عبارت : و [ قصبات معموره ] از زيادات مج است . ( 2 ) - مج : كه خاك پاك آن هميشه . مك : كه هميشه . ( 3 ) - مج : علماى . مك : علما . ( 4 ) - مج : هست گوئى آئين . مك : هست آئين . ( 5 ) - مج : چنان كه . مك : چنانك . ( 6 ) - حسن صبّاح : پيشواى بزرگ فرقه اسمعيليه ايران و جوانى پرشور دانا و دلير بوده و در سال 483 ه قلعه الموت را فتح كرده و اقتدار و سلطنت دويست ساله آن فرقه را بنياد گذارد . ( 7 ) - مج : و مزخرفات . مك : ندارد . ( 8 ) - مج : بيكى از قصبات آن ولايت كه . مك : ندارد . ( 9 ) - مج : مشهور است . مك : ندارد . ( 10 ) - مج : كنيزك . مك . مد : ندارد . ( 11 ) - مج : بموضع ديگر از ولايت مذكوره رسيده . مك : و بموضع ديگر رسيده . ( 12 ) - آقچه : بالف ممدود و سكون قاف تركى است بمعنى : پول سفيد نقره . خواجه رشيد الدين فضل إله وزير گويد : « چنان آقچه‌ها كه بيكبار مس مىنمود و از نقره زيادت اثرى در آن پيدا نه مىزدند و روان مىداشتند » تاريخ مبارك غازانى ص 282 ليدن - فرهنگ آنندراج .